تبليغاتX
بداهه

امشب دوباره بغــض فـروخـورده ام شکست
"کشتی شکست خوردهء" در من به گل نشست

طـوفـــان گرفــت کــل جهـــــان را و بنـد بنـد
ترکیب بند محتشم از هم که می گسست

نعشـی که سیل فاجعـه با خویش برده بود
دیـدم کـه مـــوج وا اســف آورده روی دست

دفـتـــــر دوبـــــاره تــاب نیــــــاورد روضـــه را
در خود خمید و چشم بر این شعر مثله بست

در خون خود... مداد هم از دست رفته بود
ناگـاه ضجـه ای زد و در مشت من شکست

مـن مانـــدم از نوشتنت ای حسیــن لیک
تا اشک بوده زخم تو مشروح بود و هست

دریا هم از دمی که تو را روی دست داشت
در چشم ها به سوگ محرم نشسته است

.....

هرچند من دوباره رسیدم به انتهــای شعر
خون می چکد هنوز هم از زخم های شعر

+ نوشته شده در شنبه پنجم دی 1388ساعت 12:14 توسط محمدعلی مهران فر

چندی پیش دوستی با اسم اختصاری "یو جی دی" قدم در وبلاگ بداهه گذاشت و یک جورایی قلم گیر شد... شاید مباحثات ما ابتدا آنقدر جدی نبود ولی کم کم این مباحثات پراکنده، رنگ و بوی یک مناظره انتخاباتی و فراانتخاباتی به خود گرفت و در چند مرحله دنبال شد... با توجه به جالب بودن مباحث طرح شده، بهتر دیدم این مناظره را در قالب پستی کار کنم، که البته مشارکت دوستان نیز مزید امتنان خواهد بود. برای خواندن متن مناظره به ادامه مطلب بروید...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه چهارم دی 1388ساعت 19:23 توسط محمدعلی مهران فر |

جغرافیا هم تکرار می شود
همانگونه که تاریخ
بعد از هراز و اندی سال
هنوز هم که هنوز است آبستن ابوسفیان هاست
و برای خانه نشین کردن علی
هنوز هم که هنوز است
در گوشه و کنار مدینه، سقیفه می سازد
و از طریق عنکبوت های نفوذی
زیر سقف خانه پدری
با روم و شام امروز، نرد خیانت می بازد 

آری
این روزها صهیونیست ها در کرانهء باختری مسجد می سوزانند
و در اقدامی هماهنگ
بعضیها در این کرانه دانشگاه
عکس امام را به آتش می کشند
و در این میان البته...
عجب حالی می کند "العربیه"
و عجب بشکنی می زند "ناتانیاهو"
که الحق و الانصاف تا امروز
این همه در ایران سرمایه نداشته است
سرمایه ای که در قمار یک مشت دلال
با سهام مظلوم بیت المال
یهویی
نسیب فرزندان ناخلف "یَــهُــوَ" شده است

با اینحال بعضی هنوز انکار می کنند
و بعضی در مرغوب بودن مقوای پوستر امام تردید دارند
و خرف تر ها به جای دست های آلوده به لجن
چشم های سرخ مردم را
و صدا و سیما را
به باد شماتت می گیرند
مثل بی بی سی فارسی
که این روز ها عجیب طرفدار امام شده است
همانگونه که صد سال پیش "مستر همفر" *
برای رویاهای ملکه انگلستان
حاضر شد از خیلی چیز های خود بگذرد
مثل "سید جیکاک"** که عمامه سیاه می گذاشت
و روضه امام حسین (ع) می خواند
مثل "لورنس عربستان" که وهابیت
حاصل نگاه های هیز او
به سرزمین آل سعود است

البته خیلی هم نباید تعجب کرد
وقتی زالو ها از تقلب بگویند
و هالو ها باور کنند
وقتی ریتا زپرتی، پارتیزان و انقلابی بشود
و کامبیز کمر طلا خط امامی
وقتی فری و مری... طرفداران همت و باکری بشوند***
و اوباما مسلمان واقعی
از جمهوری امام هم اسلام آن تفریق می شود
و روز قدس...
مشتی روزه خوار به بار می آورد
و زیر دست و پای یابوهای ماهواره ای
عکس های غصه دار امام پاره می شوند...

اصلا این ها ثمره لقمهء حرام در سفره بعضی است
همان ها که از جیب بیت المال
آش کشکشان کباب سلطانی شد
و با افزایش موجودی حساب های ارزی شان،
ریال از چشمشان افتاد
و مثل موش در انبار پنیر
آنقدر خوردند که شکم هایشان دور تا دور مغزشان را گرفت
آری این خاصیت مال حرام است
مال حرام آدم را 
پسر عموی امام حسین (ع) هم که باشی
یزیدی خواهد کرد
و دست های نابکار را 
پیشکش بیعت با نبی (ص) هم که کرده باشی
به خون بی گناه علی اصغر
خواهد آلود 

اما اینجا کوفه نیست
اینجا ایران است
اینجا ام القرای عالم اسلام است
اینجا ایران است و خمینی کبیر
همه هستی ما پابرهنه هاست
و شهادت برای آرمان های او
به شهادت تاریخ
افتخار مستضعفین این مرز و بوم است
اگر باور نمی کنید
که بعید هم نیست باور نکنید
دو قدم بروید تا شهر ری
و از ننه رقیهء تکه دوز
که مصطفی را نذر طول عمر امام کرد
و هنوز هم که هنوز است منتظر یک خبر از اوست
بپرسید..!

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
* مستر همفر جاسوس انگلیسی که برای اهداف عالیه بریتانیا مجبور شد مدتی را در کارگاه عربی نجاری کند و البته برخی از خواسته های عجیب و غریب او را هم با هماهنگی دولت انگلستان برآورده نماید.
** سر جیکاک انگلیسی نماینده انگلستان در کمپانی نفت جنوب در منطقه بهبهان و مسجد سلیمان که بعد از یاد گیری زبان محلی، کم کم لباس و عمامه مشکی پوشید و مجالس روضه خوانی به راه انداخت و ... جهت اطلاع بیشتر به
این آدرس مراجعه کنید. 
***اشاره به
شعر برادر و دوست گرامی ام آقای علی میرزایی.
خواندن این شعر هم توصیه می شود.

+ نوشته شده در شنبه بیست و یکم آذر 1388ساعت 12:42 توسط محمدعلی مهران فر |

هیولاها...
هلیکوپتر...
تیر...
بمب های فسفری...
آوار...
ایستاده در دهشتی خاموش
شهر اما بی آژیر
بچه های سوخته بی بانداژ...
دارو...
دیگر نمانده هیچ
دست سرم هایمان خالیست
آذوقه
فقط چند انجیر

اینجا نهایت دنیاست
اینجا زمستان داغ...
شهر زیر آتش بار...
آسمان همیشه نورانیست
صبح...
ظهر...
شب...
بمب غذای هر وعده است
اینجا شکوه ابراهیم
زیر موشک نمرود
اینجا زمین بغض آلود
سرزمین ما صعده است

اینجا نهال های سرخ 
روی شانهء زن ها
پیچیده در قنداقه های خویش
ایستاده...
مثل مرد می میرند
اینجا به یمن موشک ها
دختران پاک نابالغ
سر به زانوی مادر
بیدار...
ولی بی درد می میرند

اینجا نهایت دنیاست
اینجا تنفس سخت..
زنده بودن عین علافی است
اینجا لبالب از لبنان...
پر از تداوم غزه...
سرزمین ما صعده است
اینجا گلوله بسیار است
اوضاعمان هم خوب...
حتی برای آرامش
مرگ بیشتر از کافی است

اینجا ضلع شرقی اشراق
گوشه پیراهن خونین عاشورا
دشت رمل های سرخ
دشت استنشاق گازهای زرد
دشت مسموم از خیانت جعده است
اینجا...
سرزمین ما صعده است
اینجا...
صورت معصوم سوسن ها
قامت سرو صنوبر ها
خوابیده بر رمل خیابانها
لگدکوب سم اسب سعودی هاست
اینجا نهایت دنیاست

هیولاها...
هلیکوپتر...
تیر...
بمب های فسفری...
آوار...
شهر در هجوم ناکس هاست
جولانگاه کرکس هاست
اینجا به یمن باد
به امر مفتی شیاد
جوجه های کوچک گنجشک
کودکانه می افتند
به چنگ جوخه های وحشی تکفیر
شمرهای گرگ
گرگ های سیر
حاملان کفر قرآن های بی تفسیر

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
لینک مطلب در رسانه:
۱.
خبرنامه دانشجویان
۲. الف
۳. فرهنگ انقلاب اسلامی
۴. جهان نیوز

+ نوشته شده در جمعه ششم آذر 1388ساعت 3:46 توسط محمدعلی مهران فر |

... و در روز عاشورا چون حضرت امام حسین علیه السلام در برابر بیعت شکنان کوفه ایستاد و آغاز سخن کرد، آنها هلهله ها سر دادند و فریاد ها کشیدند تا ندای حق طلبانه و تذکار خیرخواهانه ایشان را نشنود...

پـور حق گوی ولـی را هـمـگــی هـــو بـکنـیــد
هرچه خواهید سگان یکسره عــو عــو بکنیــد

مــاه بـا عـــوی سـگـان تـار نـخــواهـد گــردیـد
حــق بـه ایـن وقــوقـــه انـکــار نخواهـد گـردیـد

تا کـه حــق بوده تقلای شمــا ایـن بوده است
گوشتان بهر شنیدن همه سنگیـن بوده است

حـرف حــق را چـه حـریف است بجـز نشنیدن
چـه علاجـی اسـت بجـز کـف زدن و خندیـدن*

نــه مــگــر ولــولــه در قـافـلــه هـا مـی کـردیـد
تـا نـبــی دم نـزنـد هـلــهـلــه هـا مـی کـردیــد

نــه مــگــر کـفــر نظـر داشت به اغــوای شمــا
نــه مــگــر مشـعـــره پــر بــود ز عـــوّای شمــا

نــه مــگــر پـیـش نـبـی شـعبده رو می کردیـد
جملـه در گـوش خـود انگشــت فرو می کردیـد

پـس بـخـنـدیــد کـه بی رحـم و مـروت هستید
چـون ابـو جهــل  در انـکــار نـبــوت هـســتـیــد

نـگــذاریــد  از  آن  ســــوی  نـدایــی  بـرســـد
نـگــذاریــد  صــدایــی  بـه  صــدایـی  بـرســـد

نـگــذاریــد  کـه  این  زخـــم  دهــن  بــاز  کـنــد
نـگــذاریــد  کـه  قــرآن  ســـخــن  آغــاز  کـنــد

تـا  مـبــاد  اهــل  ولا  بــاز  بــه  مـنـبــر  بـرونــد
قــلــب هــا بــاز  بــه  دنـبــال  پـیـمـبــر  بـرونــد

تــا  کــه  اســـلام  گــرفـتــار  تـحـجــر  نـشــود
نـانـتــان...، قــوم زر انــدوخـتـــه! آجــر نـشــود

بی جهت نیست گـرفـتــار نـفـهـمــی شده اید
کـه از انفــال کنون صـاحـب سهمـی شـده اید

در مسلمــانی خـود  هــم پـی نفعــی گشتید
مــار خـوردیــد چـه تـردیــد! کـه افعــی گشتید

از شکــم هـای پر از مـال حـرام این چه عجب
خـنـده بر گریهء جانســوز امــام این چه عجب

کـافـــرانـیــد  و  از  آیـات  خـدا  تـرس شماست
همچـو خفــاش ز پـژواک صـدا تـرس شماست

نـگــرانـیــد حـسیــن (ع) آیـنــه گـردان بشــود
کـوفـــه از پـیـــروی کـفـــر پـشـیـمـــان بشــود

نـه  اگــر  آیـنــه  در  خـاک  کـدورت  بـکشــید
بـاز پـیـراهـن الـحــاد بـه صـــورت بکشــیـد**

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
* و ما كان صلاتهم عند البيت إلا مكاء و تصدية فذوقوا العذاب بما كنتم تكفرون (و دعای مشرکان در کنار کعبه نبود جز هلهله کردن و کف زدن پس بچشید عذاب را به خاطر آنچه بدان کافر شدید)
** و إني كلما دعوتهم لتغفر لهم جعلوا أصابعهم في آذانهم واستغشوا ثيابهم وأصروا واستكبروا استكبارا (و هرگاه من ایشان را به مغفرت تو فراخواندم انگشت های خویش را در گوش ها نهادند و پیراهن های خود را بر صورت ها کشیدند و بر ضلالت اصرار نمودند و استکبار ورزیدند)

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
لینک مطلب در رسانه:
۱.
خبرنامه دانشجویان
۲. الف
۳. رجانیوز

+ نوشته شده در یکشنبه یکم آذر 1388ساعت 7:45 توسط محمدعلی مهران فر |

دیگر از این همه نیرنگ به تنگ آمــده است
با علی لشکر شبرنگ به جنگ آمـده است

هان ببینید چه دندان به غضب می سـایند
کـه به پیکـار "علـی" شیـر عـرب مـی آینـد

فـاش پیـداست کـه از غیـظ برافـروختـه اند
و چه کیـن ها که در انبان دل اندوخته اند *

ظـــاهـــرا  غصــهء میراث پـیـمـبـــر  دارنـــد
تــا علــی را مـگـر از مسنـد دیـن بـر دارنـد

پس چه در خانه نشستیم؟ علی تنها ماند
منتظــر بهـر چـه هستیم؟ علـی تنهـا مـاند

پـای در معـرض حفـره اسـت، مراقب باشیم
کـوفــه آبستـن کفــر اسـت، مراقـب باشیـم

با ولـی باش مگـو راه ولایـت سخــت اسـت
آنکــه هـم پـای ولایـت نـرود بـدبخــت اسـت

این چه فتنه است که آفت زده ایمــان ها را
"ایـن عمــار" کـه روشـن بکنــد جــان هـا را

"ایـن عمــار" کــه تـبـیـیــن حقــایق بکند**
"ایـن عمــار" کــه از دسـت شمــا دق بکند؟

خصم در گوشه نشسته است که تزویر کند
نکـنــد بــاز تــو را فـتـنــه زمـیــن گـیــر کـنــد

نکـنــد بــا شـتـــر مـعــرکــه هـمـــراه شـوی
نکـنـــد مـثـل "بنی ساعده" گـمــراه شـوی

خـصــم خـصــم است ولو یار نمــاید خود را
در پــس دیــن تــو انـکــار نـمـــایـد خـــود را

دشمن این مرتبه قرآن سر نی خواهـد بـرد
آنکه اهلست به این شعبده پی خواهدبرد

نـیــزه نـیــزه اسـت ولـو بـر ســر او قـرآن هـا
کفر کفری است که بر خواستـه از ایمان ها

نیزه نیزه است ودراین غائله خون خواهد ریخت
کفر از این سجده بی مغز برون خواهد ریخت

شک نکن بعـد ولی روح ولا خواهد سوخت
کودکی در کبد کرب و بلا خواهد سوخـت...

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
* قد بدت البغضاء من أفواههم و ما تخفي صدورهم أكبر (کینه از چهره آنها پیداست لیک آنچه در دل نهفته اند بیشتر است)
**اشاره به فرمایشات مقام معظم رهبری آنجا که می فرمایند:يكي از كارهاي مهم جناب عمار تبيين حقيقت بود چون جناح مقابل كه جناح معاويه بود تبليغات گوناگوني داشتند. اين كسي كه خودش را موظف كرده بود جلوي اين جنگ رواني بايستد عمار ياسربود. وقتي مي‌ديد جايي اختلا‌ف بينشان افتاد. و بگومگو مي‌كنند، خود را سريع به آن‌ها مي‌رساند و برايشان صحبت مي‌كرد و حقايق را تبيين مي نمود و گره‌ها را باز مي‌كرد. نقش نخبگان هم اين است كه اين بصيرت را نه فقط در خودشان، بلكه در ديگران نيز به‌وجود بياورند. فایل صوتی مربوط به بیانات رهبر معظم انقلاب را از طریق این لینک دریافت نمایید:
http://www.aviny.com/Voice/kutah_va_shenidani/ayna-ammar.mp3


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
سایت هایی که به این مطلب لینک داده اند:
۱.
فارس                                                                   ۲. شبکه خبر دانشجو
۳. رجانیوز                                                                 ۴. فرهنگ انقلاب اسلامی
۵. الف                                                                      ۶. جنبش سبز علوی
۷. طلبه بلاگ                                                            ۸. جانا
۹. آوینی                                                                 
۱۰. خبرنامه دانشجویان ایران
۱۱. میلیتاری                                                           ۱۲. توانستیم
۱۳. کاج نیوز                                                             ۱۴. عدالتخواهی
۱۵. جهان نیوز

+ نوشته شده در یکشنبه هفدهم آبان 1388ساعت 16:22 توسط محمدعلی مهران فر |

بیا با خود صادق باشیم
بیا شریف باشیم
و برای اسلام هزینه نتراشیم
بیا مرد باشیم و امام را نفروشیم
نه مثل "شریف امامی"
که نه شریف بود
نه امامی

یک خر تمام
که خیالش برده بود امام را 
از انقلاب بدزدد
و شعار های مردم را
خرج تخت و تاج شاه کند  

بیا امامی باشیم
و چپکی
به دامن آمریکا چپ نکنیم
بیا از صحیفهء امام خجالت بکشیم
و راست و حسینی از خدا حرف بزنیم

مثل حاج "حسین امامی"
سردار شهید آبادان 
که با خون خود
مرزهای ایران را از جنوب تا غرب
بر هرزه گردی های امپریالیزم مسدود کرد

مثل فدایی شهید
"سید حسین امامی" *
که نگذاشت پهلوی
پهلو به پهلوی اسرائیل
معنای قرآن را عوض کند

مثل مردم تهران
که حرمت امام زاده را نگه داشتند
و اجازه ندادند "کسروی"
در قبرستان مسلمان ها دفن شود

راستی
پیامبر که به دنیا آمد
طاق کسری هم فرو ریخت
چون اسلام
آبش با طرف داران سلطنت به یک جو نمی رود
و حریت و آزادگی اش
به لیبرال دموکراسی
ترجمه نمی شود

و عجیب آنکه این روز ها
که حتی بر مأذنه های واشنگتن هم 
نام رسول الله (ص) بلند است
بعضی می خواهند در ایران  
ما را تا خاکریز سبز زرتشت
عقب برانند
و برای مقابله با لباس پیامبر
ما را به عشق خرگاه رستم دستان
و هزار بهانه و داستان
سبزپوش کنند**

بیا قبول کنیم
"اوباما" با ما نیست
نه که حالا
که هیچ وقت نبوده
او سربازی با چکمه های لنگه به لنگه
و از قضا رئیس جمهور ینگه دنیاست
او پسر خجالتی "بوش"
و نیمهء دیگر "مک کین" است

او هم یکی از فرزندان خاک تفنگ خیز آمریکاست
که فقط برای تقویت دلار
و حفظ مستعمرات
و در بند کردن انسانیت
به آزادی فکر می کند

او هم اسلام را
برای مزاج دمدمی دلالان نفتی
و اسهال خونی صهیونیزم
مضر می داند
و نرم نرمک
با محرم و صفر
و حاکمیت زیارت عاشورا
خواهد جنگید
حتی اگر اسمش در زادنامه 
باراک حسین اوباما باشد
و مفتی های پرخرج سعودی
برای او بارک الله بارک الله بگویند

"رضا شاه" را که می شناسید
او هم اسمش رضا بود
اسم پسرش هم رضا بود
اسم نوه اش هم
و شاید نتیجه اش
و تا قرن ها نبیره ها و ندیده هاش
ولی حرم امام رضا (ع) را به توپ بست
و تکیهء کوچک ننه رقیه تکه دوز را
برای یابو های نفتخوار قزاق
بدل به اسطبل نمود

و مضحک تر اینکه
"صدام" آدم کش نیز
اسمش را حسین گذاشته بود
او هم به امام حسین (ع)
یک جورایی که فقط خودش می فهمید
ارادت داشت
و برای صلاح حزب بعث
تنهایی در حرم خلوت می کرد
ولی هنوز
جای گلوله هایش روی ضریح کهنهء امام حسین
درد می کند
و هنوز
خیلی از مادران شیعه عراقی
از سرنوشت جوان هایشان
در زندانهای همیشه مخفی او بی خبرند

پس باید بعضی وقت ها
برای جلوگیری از خلط مبحث
و نیآلودن با مخاط بینی استکبار
و مختلط نشدن دختران و پسران در نماز
خط خود را
از امواج رنگی ماهواره های انگلوساکسون
سوا کنیم

مثل امام صادق (ع) 
که رنگ عمامه اش را
برای تمایز با یانکی های بنی العباس
عوض کرد

مثل امام سجاد (ع)
که منبر یزید بن الاستبداد را
وقتی بوزینه ای بنی امیه
پشت تریبون پیامبر پوکر بازی می کردند
تخته پاره نامید

مثل خدا
که حتی به اندازه دو رکعت بیشتر
نخواست رسول الله به قبله یهود نماز بخواند
و با چند درجه چرخش
حال قراضه های "بنی قریضه"***
و نشریه ای های زبان دراز ان روز را گرفت

آری
در اتوبان های پر سرعت سیاست
بعضی وقت ها تنها راه نجات
یک توقف مشتی و یک دور برگردان قربه الی الله است
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
* سید حسین امامی از شهدای فدائیان اسلام که احمد کسروی و هژیر نخست وزیر اسلام ستیز پهلوی را اعدام انقلابی کرد.
** نقل است زرتشت ردایی سبز بر تن داشته و خرگاه رستم نیز سبز بوده است.
*** از قبایل یهودی مدینه در صدر اسلام.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
سایت هایی که به این مطلب لینک داده اند:
۱. جهان نیوز
۲. شبکه خبر دانشجو
۳. سرخط
۴. الف

+ نوشته شده در سه شنبه دوازدهم آبان 1388ساعت 2:32 توسط محمدعلی مهران فر |

....
آری دستان بسیج
همیشه خالی بوده است
و بنی صدر ها
هیچ گاه به او آذوقه و اسلحه نرسانده اند
همانگونه که شمر
همه نگرانی اش رسیدن دست های عباس به آب بود
و برای شکستن حسین
روی تشنگی علی اصغر حساب کرده بود ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه یکم آبان 1388ساعت 11:4 توسط محمدعلی مهران فر |

....
چیزی مثل "پلاتیپوس" دو زیست استرالیایی
با دم سمور های آبی
منقار پهن و معرب مرغابی
پوست پشمالوی راسو
که پستاندار است...، تخم می گذارد و با پاهای عقبش نیش می زند
آری بعضی ها آخر تناقضند...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم مهر 1388ساعت 20:20 توسط محمدعلی مهران فر |


جرزن ها به بهشت نمی روند
حتی اگر از شنبه تا پنج شنبه نماز جمعه بخوانند
و برای قبولی نذر خواهر "هیلاری"
و به نیت چهارده معصوم
از فرمانیه تا "خیابان چهاردهم"(۱) واشنگتن دی سی شنبلیله بکارند

جرزن ها به بهشت نمی روند
حتی اگر در لیله الغرائب
با توسل بر پیامبران بی پیام،
و معصومین گناهکار "سروش" آورده،
همه امور را بر خدای خود پنداشته "ریچارد داوکینز"(۲) تفویض نمایند

مردم "صحیفه" نخوانده اند
ولی امام و انقلاب را خوب می شناسند
مردم عوامند
ولی دشمن را به اشتباه نمی گیرند
حتی اگر "کلینتون" کشکول به دست،
در خاورمیانه دوره بیفتد
و "بوش" مدرسهء خیریه بسازد

حتی اگر "اوباما" کنار سفره افطار
برای اعتلای اسلام دست به دعا بردارد
و "مک کین" به مستحقین این ور آب
قربه الی الله چند میلیون دلار اعانه بدهد

حتی اگر مادام  "آلبرایت"
از مامان شاهدخت عزیز بخواهد
سر نماز تسبیح هزار دانه بگرداند
و برای بالارفتن سهام سطل آشغالی "هالیبرتون"(۳) کاری بکند

من می گویم شما
ولی شما به خود نگیرید و بخوانید آنها
به قول شما
مردم همان لشکر قابلمه به دستند
ولی پایش بیفتد با قابلمه بر فرقتان خواهند کوفت
و انقلاب را بیمه خواهند کرد


مردم بی سواتند
و سرشان به کار خودشان گرم است
ولی فرق سره را از ناسره می دانند
و دست خونی کاخ سفید را در "ناصریه"
و دست برخی را در جیب کاخ سفید
و برق شمشیر ابن ملجم را در تهران می بینند

مردم جوات و مواتند(۴)
ولی معنای دروغ های مسلول ایران سل را می فهمند
و به کامبیز "شواردزینگر"
که نام خود را در المثنای چهارم شناسنامه اش، حاج عز الدین قصاب گذاشته
و هر شب به فتوای شیخ احمق "هاآرتص
برای پیروزی سیاست های شهید "آبراهام لینکلن" عزیز، الله اکبر می گوید
اعتقادی ندارند

آری
حتی اگر عجوزه های خوش پوش بالای شهر دمق شوند
و سابرینا چند روز با پوستر تمام قد "داریوش" قهر کند
باز هم نظر باربرهای میدان تره بار به رأی هایشان عوض نخواهد شد

حتی اگر کامران کمر طلا
به نشانهء اعتراض
چراغ لامبرگینی سبز رنگ مدل 2008 باباش را روشن بگذارد
و سر راه "گودبای پارتی" آماندا باربی
به وانت اکبر بوقی، سبزی فروش سیار این روزها راه ندهد

باید واقعیت را قبول کرد
باید خود را گول نزد
باید تقصیر ها را گردن ترجمه نینداخت
باید مثل کبک سر در اینترنت فرو نبرد
و روشن فکرانه از نرم افزار "بابیلون" امید معجزه نداشت

باید پذیرفت که اگر "گوگل"
دری وری های خود را به زبان دری هم سرچ کند
و "بیل گیتس"
در نسخه تکمیلی "ویستا"
پارسی هخامنشی را هم پاس بدارد
و "جیم کری"
در انیترنت دنبال گرل فرند پرشین هم بگردد(۵)
باز هم "زبان گنجشک" های دودی میدان راه آهن،
زبان فخیم "عرعر" های پرورشی شمال شهر را نمی فهند

باید قبول کرد زبان "تهرانی" با "تیرونی" دوتاست
و تیرونی ها با تیکه کلام های تهرانی و تیک های هیستیریک شمال شهر بیگانه اند 
همانگونه که گردن های ضخیم
یک عمر چاک انگشتان عباس واکسی را باور نکردند
و نفهمیدند برای ترجمه درد هایش
آب دهان او از هر رسانه ای رساتر است
و قسط های عقب افتاده
برای پریشاندن شب هایش
از همهء نقش های خفن "آنتونی هاپکینز" خوفناک تر بوده اند(۶)


باید واقعیت را پذیرفت
باید واقعیت را چه با وافور، چه در زرورق استنشاق کرد
باید واقعیت را یک نفس رفت بالا
یا حداقل تزریق کرد
واقعیت این است که واقعیت تلخ است
واقعیت این است که واقعیت در روزنامه ها نیست
و سایت های خبری در هپروتند

واقعیت این است که مجلات رنگی
از اوضاع سیاه و سفید مردم بی خبرند
واقعیت این است که روزنامه ها  
از "تروتسکی" و تقلب و "ابوغریب" و  "گوآنتانامو" دفاع می کنند
و نسبت به افزایش زاد و ولد موشها هشدار می دهند
و مردم را از آنفولانزای خوکی می ترسانند
حال آنکه نمی دانند کمی دورتر از میدان شوش
مردم در شش و هشت زندگی خود مانده اند
و بعضی از خجالت دختران دم بخت دق می کنند

واقعیت این است که تمام اتوبان های شهر
سالوسانه به سمت "دارآباد" می لغزند
ولی کوچه های زخم دار جنوب شهر آباد نمی شوند

واقعیت این است که در اداره ها
پودمان های آموزشی چند برابر شده اند
ولی هیچ پمادی ترک دستهای ننه رقیهء لیف باف را دوا نکرده است

واقعیت این است که شهرداری منطقه دو
برای زیبایی شبهای پارک ملت آب نما میسازد
ولی در رباط کریم و حومه نامبیایی برپاست که بیا و ببین

واقعیت این است که خیابان های "فرمانیه" و "قیطریه" و" آجودانیه" نورباران است
ولی کارگرهای "شهر ری" از شرمندگی دست های خالی،
در پناه ظلمات آخر شب یواشکی وارد خانه ها می شوند


اما حالا دیگر همه چیز فرق کرده است
انتخابات ید بیضاء کرده
و عصای موسی
همهء ساحران و طنابهایشان را باهم خورده است 
حالا دیگر سپورهای شهرداری
بر سفرهء شرخر های از خدا بی خبر شوریده اند 
و نان دریوزه های حزبی و روسپیان سیاسی آجر شده است

باید باور کرد که دیگر دعوا بین چپ و راست نیست
که بین جیب های گشاد و دست های خالی است
و جیب برها
حتی اگر همه اموال دولتی را وقف نمایند
و مثل کفتارهای "گینه بیسائو"، 
نعش کفترهای بی صاحب را بالا بیاورند
باز حسابشان با کرام الکاتبین است

و دروغ گوها
حتی اگر از جکوزی خانه های خود
گورهای دست جمعی و لیست های هفتاد و دو نفر استخراج کنند
و برای خالی نبودن عریضه،
از ماتحت بیچاره های کهریزک خرج نمایند
باز نمی توانند از عدالت فرار کنند

آری این روزها برای فرار از عدالت
دیگر از عورت بی حیای عمروعاص هم کاری ساخته نیست
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
(۱) خیابان چهاردهم واشنگتن دی سی خیابانی است که یک سمت ان کاخ سفید قرار گرفته است
(۲) ریچار داوکینز نویسنده کتاب پندار خدا و بوده و در این کتاب خدا را آفریده توهم انسان می داند
(۳) سهام سطل آشغالی سهام بی ارزشی است که ارزش معاملاتی و بورسی نداشته و به همین دلیل به این نانم معروف شده اند.
(۴)اشاره به شعار طرفداران موسوی در انتخابات که می گفتند "هرچی جواد مواده دنبال احمدی نژاده"
(۵) اشاره به فیلم یس من " آقای بله" جیم کری که در صحنه ای از ان بازیگر نقش اول در حال جستجوی دوست دختر ایرانی در اینترنت است.
(۶) بازیگر فیلمهای ترس ناک مثل سکوت بره ها و . . .

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
سایت هایی که به این مطلب لینک داده اند:
۱. همتبار
۲. پایگاه خبری تحلیلی جانا
۳. سایت خبری تحلیلی یزد امروز
۴. عدالت خواهی
۵. خبرنامه دانشجویان ایران
۶. انصار نیوز
۷. پایگاه اینترنتی دفتر تحکیم وحدت
۸. کلوپ

۹. آغاز در نهایت
۱۰. دنیا بلاگ
۱۱. رجانیوز

وبلاگ هایی که به این مطلب لینک داده اند:
۱. کوچه صداقت
۲. تأملات
۳. کنایه
۴. بسیج دانشجویی دانشکده مهندسی پزشکی
۵. دست نوشت 
۶. کلاغ پرس
۷. فریادستان
....

+ نوشته شده در شنبه بیست و یکم شهریور 1388ساعت 2:30 توسط محمدعلی مهران فر |

سکانس اول*

سال چهارم دبیرستان بود، معلم نیامده بود و بالاجبار ما را فرستاده بودند توی حیاط، آن روزها من از سر بی چارگی و نابلدی، الله بختکی مبصر و شاگر زرنگ کلاس شده بودم و بگویی نگویی مدیر و ناظم حرفم را می خواندند بنابراین رفتم به دفتر و رو انداختم تا توپ فوتبال و کلید زمین چمن را ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه یازدهم شهریور 1388ساعت 19:28 توسط محمدعلی مهران فر |

 

سلام

چندی پیش برادری و یا شاید خواهری به نام ((مـــــــــــــــــــــــــا)) نوشته ای برای این جانب نهاده بود که البته از غربال استصواب این وبلاگ نگذشته و حذف گردید از آنجایی که ایشان از بنده به نوشته ذیل طلبکار شده اند متن دعوای ایشان و البته لایحه دفاع وبلاگ را در ادامه مطلب می آورم.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه نهم شهریور 1388ساعت 19:43 توسط محمدعلی مهران فر |

     

       سال ۱۳۷۳ بود و من سال آخر دبیرستان بودم... دمدمای مغرب بود که بلند شدم وضو بگیرم و برای رفتن به مسجد آماده بشوم، خانه ما تا مسجد زیاد فاصله نداشت و رفتن به مسجد توفیقی بود که در آن روزهای گرم و عفیف قم، مثل این روزهای زاغ و بور و عور هلند از من دریغ نشده بود؛ مضاف بر اینکه اونجا ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه بیست و هفتم تیر 1388ساعت 19:34 توسط محمدعلی مهران فر |

        در این پست یک غزل قصیده اخلاقی را که در فروردین ماه سال ۱۳۸۷ و در زمان سکونت در لاهه با عنوان دریای طوفانی سروده ام برای شما می گذارم. امیدوارم ضمن استفاده‌ این دوست کوچک خود را از راهنمایی و اعلام نظر محروم نفرمائید. 

 درياي طوفاني

هرچند كه اطناب سخن زيبا نيست
اينبار كمي درد دلم طولاني است

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه هشتم تیر 1388ساعت 0:51 توسط محمدعلی مهران فر |

دیروز باز نهج البلاغه خطبه خواند
و علی بن ابی طالب به گریه افتاد


ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه سی و یکم خرداد 1388ساعت 19:20 توسط محمدعلی مهران فر |

نمی دانم
شاید اشتباه می کنم
ولی این روزها


ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه بیست و نهم خرداد 1388ساعت 3:42 توسط محمدعلی مهران فر |

این روزها روزهای غریبی است
اخبار ملتهب است
لحظه ها تاول زده و به کمتر اشاره ای می ترکند
این روزها همهء خیابان های تهران بن بستند و هیچ راهی به مقصد نمی رسد


ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم خرداد 1388ساعت 21:55 توسط محمدعلی مهران فر |

پيروزي محمود احمدي نژاد در دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري

محمود در صدر اخبار است
مریدان بی بی سی فارسی گریه می کنند
و آفتاب پرست ها در آفتاب دموکراسی رنگ به رنگ می شوند 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم خرداد 1388ساعت 15:37 توسط محمدعلی مهران فر |

خلیفه خواهی

بوی خون علی می دهد خلیفه خواهیشان
بهر قتل وی آری و بوق ها سپاهیشان


ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه بیست و سوم خرداد 1388ساعت 1:54 توسط محمدعلی مهران فر |

مولاي من!   
خليفه نيستي
سلطان هم
فقط امام اول مظلوماني
و جاي پنج سال
...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه هفدهم دی 1387ساعت 2:47 توسط محمدعلی مهران فر |

       مقاله ای را تحت عنوان تأملي اجمالي در زبان، سبك و ساختار شعري علي معلم نوشته رضا اسماعيلي كه در اخرين شماره مجله ادبي اصحاب قلم نشر سوره چاپ شده است، در دسترس علاقه مندان مي گذارم.

       «علي‌ معلم‌ دامغاني‌» از شاعران‌ برجسته‌، انديشمند، و صاحب‌ سبك‌ معاصر است‌...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه یازدهم دی 1386ساعت 23:32 توسط محمدعلی مهران فر |

هجرت

 

اي كارواني را مسافر نام كرده
ما را پرستوي مهاجر نام كرده

.....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه یازدهم دی 1386ساعت 1:1 توسط محمدعلی مهران فر |