تبليغاتX
بداهه - هدیه به روح شهیدان زین الدین

     

      بیست و هفتم آبان ماه، سالروز شهادت لاله های خونین مهدی و مجید زین الدین است... بعضی وقت ها که فرصت حضور در شهر دوران کودکی ام را دارم خاک مزارشان را به تبرک برمیدارم و غصه هایم را بر مزارشان به یادگار می گذارم باشد که پیش خدا یادی کنند از این غریب گم شده در شلوغ و پلوغ بی مرام این روزگار عجیب...
      این چند بیت نیز برگ نه چندان سبزی است تحفه این من سرافکنده در پیشگاه خون شهداء:


 

دیدی که پسر بدون سر برگردد
یا فکر کنی پدر اگر برگردد
در حمله یک نیم شب بارانی
لشکر برود ولی نفر بر گردد..!

***

لالا گلکم... بخواب... لالا لالا...
بابای حدیثه رفته بالا بالا...
او رفت و رسید تا خدا اما ما
اندر خم کوچه ای که حالا حالا...

***

از برزخ خط روح قیامت برگشت
اسطوره صبر و استقامت برگشت
آمیزه خون و خاک و خاکستر و عشق
بر دوش زنی خمیده قامت برگشت

***

هرچند که دنیا به سرم شد آوار
رفتی تو و من ماندم و یک سنگ مزار
هرچند تو را باز ندیدن سخت است
دلخوش شده ام به بوسه ای زینب وار

+ نوشته شده در شنبه بیست و هشتم آبان 1390ساعت 12:0 توسط یکی مثل همه مردم |